اعتراضات داخلی ایران که با دخالت عوامل خارجی به آشوب کشیده شد، فروکش کرده است، اما آمریکا و متحدان اروپایی بهانهای برای افزایش فشارها یافتهاند. تصویب قطعنامه جدید پارلمان اروپا علیه ایران نمونهای از این فشار است؛ قطعنامهای که علاوه بر نقد وضعیت حقوق بشر، زمینه تحریمهای جدید و پیامهای ژئوپلیتیک را نیز فراهم میکند.
مواضع کشورهای اروپایی بهویژه فرانسه، آلمان و انگلیس نسبت به تحولات در ایران و افزایش تنش با آمریکا، وارد فاز تازهای شده است. مواضع آنها بیش از آنکه حمایت صریح از مردم ایران یا تلاش برای مهار بحران باشد، نشانهای از نگرانی اروپا نسبت به بازگشت ترامپ و بیثباتی امنیتی در خاورمیانه است.
وزیر امور خارجه لبنان صبح سهشنبه در بروکسل از کشورهای اروپایی خواست مذاکرات با ایران تنها به مسائل هستهای و موشکهای بالستیک محدود نشود و دیگر موضوعات مهم نیز در این گفتگوها مدنظر قرار گیرد.
سخنگوی دولت در پاسخ به این پرسش که درصورت تحقق شرایط، آیا ایران مذاکره مستقیم انجام خواهد داد یا خیر؟ گفت: ظاهر گفتوگو یک مساله است و باطن آن چیز دیگری است
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به ادامه تماسهای ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت نمیتوان از «میانجیگری متعارف» سخن گفت و مبنای تعامل تهران با آژانس همچنان قانون مصوب مجلس است.
اروپائیان در برابر دو گزینه قرار دارند: قبول چیرگی یا برقراری توازن قدرت. این وضع همانگونه است که تهران اکنون و در منازعه با واشنگتن با آن روبروست. اروپا برای برقراری توازن قدرت به الزامهایی نیازمند است که یکی از اصلیترین آنها وجود همپیمانان یا شریکان منطقهای؛ به ویژه در نقطهای از جهان مانند خلیج فارس است.
بلومبرگ نوشت: به گفته دیپلماتها، ایران ماهها پس از حملات هوایی به رهبری اسرائیل، درخواستهای بینالمللی برای همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ازسرگیری مذاکرات هستهای با آمریکا را نادیده میگیرد.
سخنگوی ارشد اتحادیه اروپا تأکید کرد که تنها راه رسیدن به راهحل پایدار برای مسئله هستهای ایران، مذاکره و دیپلماسی است و بروکسل همچنان در تلاشهای دیپلماتیک مرتبط با این موضوع مشارکت خواهد داشت.
باید منتظر چه اتفاقی بود؟ آیا باید بدترین پیشبینیها را به عنوان یکی از معمول و مهمترین عناصر تعیین کننده در سیاست در نظر داشت؟ یا میتوان خوشبینانه به سکوت انجمادی کنونی در تقابل تهران _ غرب و به تبع آن اسرائیل بسنده کرد؟
خبرنگار وال استریت ژورنال گزارش داد که در صورت عدم همکاری ایران، سه کشور اروپایی موسوم به E۳ ممکن است پرونده ایران را تا ماه نوامبر به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهند و این مسئله میتواند تنشها را در عرصه بینالمللی تشدید کند.
قطعنامه ۲۲۳۱ شاید روی کاغذ به پایان رسیده باشد، اما آزمون سیاست خارجی ایران تازه آغاز شده، اینکه آیا تهران میتواند از دل این پیچ حقوقی و سیاسی، مسیری تازه برای کاهش فشارها بیابد، یا در چرخه تکراری تحریم و مقاومت گرفتار میشود، به تصمیمهای امروز بستگی دارد
انتظار اصلی اروپا و آمریکا، توقف فوری غنیسازی اورانیوم ایران یا دست کم بازگشت به سطح ۳.۶۷ درصدی (حد مجاز برجام) است، که رافائل گروسی، مدیرکل IAEA، آن را «ضروری برای اعتمادسازی» خواند.
چشمانداز یک توافق هستهای جدید و پایدار بین ایالات متحده و ایران در کوتاهمدت کماکان ضعیف است، مگر آن که یک شوک خارجی یا یک پیشرفت میانجی گرانه رخ دهد.
"ابهام، فشار و تهدید" مفهوم سیاست راهبردی "واشنگتن - اروپا" در قبال تهران است. این سیاست در چارچوب رویکرد راهبردی تحمیل الگوی "مذاکره (توافق) یا جنگ" عمل میکند. دو راهکار نیز در دستور قرار دارد: فشار از بیرون، شکاف اندازی در داخل. هدف ایجاد سرگیجگی و شتابزدگی در تصمیم سازی تهران است.
سخنگوی وزارت خارجه با تاکید مؤکد بر حاکمیت بلامنازع و همیشگی ایران بر جزایر ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بهعنوان بخش لاینفک از قلمرو سرزمینی ایران، تصریح کرد تکرار ادعاهای بیاساس در بیانیههای سیاسی هیچ ارزش حقوقی ندارد و تغییری در واقعیت جغرافیایی و حقایق تاریخی نمیدهد.